<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://accasimovlan.loxblog.com</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>اوچ قارداشین اته یی</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/اوچ-قارداشین-اته-یی</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/اوچ-قارداشین-اته-یی</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;سایز واقعی]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/post-16</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/post-16</guid>

<description><![CDATA[

سایز واقعی]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کهلیه یوواسی</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/کهلیه-یوواسی</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/کهلیه-یوواسی</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;سایز واقعی]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/post-15</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/post-15</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;سایز واقعی]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سرّ الهی بین خالــق و پیامـبرش</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/سرّ-الهی-بین-خالــق-و-پیامـبرش</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/سرّ-الهی-بین-خالــق-و-پیامـبرش</guid>

<description><![CDATA[
سرّ الهی بین خالــق و پیامـبرش
&nbsp;
حقیقت محمدیه(ص)، کبریت احمر، فیض مقدس، سدرة المنتهی، قاب قوسین؛ همه الفاظی است که اشاره به مقام معنوی و جایگاه حقیقی ختم المرسلین رحمه للعالمین محمد مصطفی(ص) دارد.
هوشنگ شکری - این مفاهیم که عالمی مافوق عقول طولیه ارضی و سمایی را به تصویر می&zwnj;کشد بالاترین مقامی است که مخلوق توانسته حائز آن گردد و تجلی تامه اشرف مخلوقاتی را به تماشاگه عالمیان گذارد که بیان قرآنی در وصف این مقام فخر عالمیان و یگانه دوران محمد بن عبدالله(ص) بدین گونه است:&laquo;و کان قاب قوسین او ادنی&raquo; و این همان جایگاهی است که &laquo;فاوحی الی عبدک ما اوحی&raquo; پس وحی کرد به بنده&zwnj;اش آنچه وحی نمود. که این فرمایش قرآنی مقامی را برای ختمی مآب(ص) متصور می&zwnj;گردد که به حق پای استدلالیان در آن چوبین بود و افهام را یارای پی بردن به کنه آن و اوهام را قدرت تصویر آن نیست و در آن جایگاه است که کثرت&zwnj;ها مبدل به وحدت می&zwnj;گردد و آنجاست که یگانه بنده حضرت حق به اندازه دو کمان یا کمتر به خداوند سبحان و معشوق حقیقی نزدیک می&zwnj;گردد و در حقیقت به او می&zwnj;پیوندد و این جایگاهی است که فرشته مقرب الهی جبرییل (بهمن یا عقل اول) نتوانست در این مقام گام نهد و ختم المرسلین(ص) را بیش از این یار و همقدم باشد.  مولوی این صحنه را به زیبایی به تصویر می&zwnj;کشد و عجز جبرییل را از دخول در مقام محمدی نشان می&zwnj;دهد:
چون گذشت احمد ز سدره و مرصدش  وز مقام جبرییل و از حدش  گفت او را هین بپر اندر پی&zwnj;ام  گفت رو رو من حریف تو نی&zwnj;ام  باز گفت او را بیا ای پرده سوز  من به اوج خود نرفتستم هنوز  گفت بیرون زین حد ای خوش فرّ من  گر زنم پری بسوزد پر من  حضرت محمد(ص) را جایگاهی است که همه عالم بدو می&zwnj;نگرند و از او بهره می&zwnj;جویند و از دریچه نگاه او آفریدگار عالم را می&zwnj;بینند و از نور حقیقت وی روشنایی می&zwnj;گیرند، چه دیگر در آن مقام و مرتبت لفظ &laquo;محمد&raquo; در کار نیست و حضرتش محو پروردگار خویش است و بس.  خدا بود و از من نشانی نبود  اما در قاب قوسینان گفت و شنود بین خالق و مخلوق را نه گوشی شنیده و نه دیده&zwnj;ای دیده و نه جانی ادراک نموده که سری است الهی بین خالق و پیامبرش محمد(ص) &laquo;فاوحی الی عبدک ما اوحی&raquo;.  چون مقام محمدی بالاتر از هر موجود و هر آفریده است و یکی از نشانه&zwnj;های خاتمیت نیز همین اکملیت و برتریت معنوی است نسبت به تمام ابنای بشر و بر اساس همین منزلت و مرتبت روحی است که حضرت ختمی مآب(ص) توانسته که قرآن را از آسمان قدر در سینه منور خویش محفوظ و جهت هدایت زمینیان به سوی معبود ازلی و حقیقی عرضه فرماید.  آیت&zwnj;الله عباسعلی کیوان قزوینی درباره مقام محمدی و ختم نبوت می&zwnj;فرمایند: &laquo;این است رحمه للعالمین بودن محمد(ص) که اگر این شخص در عالم جسم نبود خیلی از معانی از عالم روح به [عالم] جسم نمی&zwnj;آمد و از آن جمله است ظهور ولایت مطلقه در دوره نبوت این بزرگوار که هیچ پیغمبری نتوانست جذب ولایت مطلقه را از غیب به شهود مطلق نماید.&raquo;  این است که وجود مبارک محمدی رحمتی است برای عالمیان و خلقی عظیم برای نوع بشر تا به ودیعت ماند این سنت تا پایان دوران برای تمام هوشمندان بشریت و آزادگان عالم که در پی حقیقت می&zwnj;گردند که بعد از شناخت حقیقت سر بر آستانش سایند و از انوار مشعشع حقیقت محمدیه مستفیض گردند و همچون ستون حنانه از هجرش بنالند و در جوش و خروش باشند و عرض ادب بدان ساحت پاک نمایند تا از حقایق الهی ذره&zwnj;ای برایشان افاضه شده و آتش عشقشان را فرو نشاند بلکه از این فرونشاندن باز شوریدگی دگر در جانشان اندازد و از شهر علم خویش بهره&zwnj;ای نصیبشان گرداند. شاید زبان حال شیفتگان وادی معرفت و طالبان حقیقت اینچنین باشد که:  الهی به مستان میخانه ات  به عقل آفرینان دیوانه&zwnj;ات  به دردی کش لجه کبریا  که آمد به شأنش فرود انّما  به دری که عرش است او را صدف  به ساقی کوثر به شاه نجف  به میخانه وحدتم راه ده  دل زنده و جان آگاه ده &nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شرایط حیات سیاسی امام حسن عسگری(ع)</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/شرایط-حیات-سیاسی-امام-حسن-عسگریع</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/شرایط-حیات-سیاسی-امام-حسن-عسگریع</guid>

<description><![CDATA[
شرايط حيات سياسي امام حسن عسگري(ع)


 نويسنده: هوشنگ شكري
امام حسن بن علي النقي الهادي(ع) در سال 232 ه. در مدينه ديده به جهان گشود و بعد از پدر در سن 22 سالگي عهده دار مقام ولايت كليه شد. در اين عصر (دوران امام يازدهم(ع)) ضعف و انحطاط بر دستگاه حكومت عباسي مستولي شده و آن تفاخر و مباهات درهم شكسته بود و از اقصي نقاط كشورهاي اسلامي مردم رنج ديده كه بعضاً شيعيان سردمداران آنان بودند سر بر آورده، علم طغيان مي افراشتند و در بعضي مناطق نام خليفه اسلامي از خطبه افتاده و حكام محلي فرمان مي راندند. از اين رو دستگاه حكومتي بر شيعيان و محبين اهل بيت(ع) بسيار سخت مي گرفتند و ايشان را تحت الحفظ نگه داشتند تا مبادا حضور ايشان در جامعه باعث ايجاد آشفتگي و تنشي عليه حكومت گردد. از اين رو از دوران امام نهم(ع) به بعد يعني از زمان امامت امام هادي(ع) آمد و شد مردم با ائمه كاسته شده و كمتر موفق به ديدار ايشان مي گشتند، چون ماموران خليفه در آشكارا و هم جاسوسان ايشان در خفا مراقب اعمال اهل بيت پيامبر(ص) بودند و اخبار ايشان پياپي به سمع خلفا مي رسيد.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; البته دليل ديگري نيز براي اين عزلت گزيني ائمه ذكر نموده اند كه سبب اين امر آماده نمودن شيعيان براي غيبت مهدي موعود(ع) است كه ناديدن ائمه و شنيدن اخبار ايشان توسط اهل ثقه عادت مردم شده و نياز به ديدار حضوري كمتر شود.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از اين رو مصائب حضرت در دوران امامت روز افزون و فشار دستگاه حكومتي افزون تر مي گشت و ايشان در انجام امور مربوط به مسلمين و علي الخصوص شيعيان (علي الخصوص كساني كه به ديدار حضرت مي رفتند) و محبان دچار مشكلات فراواني مي شدند؛ اما اصلي ترين مسئله در خفقان آن دوران و مراقب ويژه دستگاه خلافت از امام يازدهم(ع) دانستن امر غيبت و ظهور آخرين فرد از دايره امامت بود كه بساط ظلم و جور طبق روايات مي بايد به دست يدالهي ايشان برچيده شود و اين موضوع خلافت عباسي را تحديد مي نمود. در همين رابطه در كتاب حجه بن الحسن العسگري(ع) تاليف فضل الله كمپاني آمده است:
علت مخفي بودن حمل و ولادت حضرت مهدي(ع) نيز اين بود كه خلفاي بني عباس برابر اخبار متواتر كه از رسول اكرم(ص) شنيده بودند كه امام دوازدهم مهدي موعود است و بساط حكومت ستمگران و جباران را برخواهد 
چيد و عدل و داد را روي زمين گسترش خواهد داد لذا بازرسان و جاسوساني گماشته و خانه امام حسن عسگري(ع) را تحت نظر گرفته بودند و گاهي قابله هايي به دستور خليفه وقت(معتمد عباسي) بدون اجازه وارد خانه آن حضرت مي شدند و چيزي دستگيرشان نمي شد و خداي توانا حجت خود را از آنان محفوظ داشت&raquo;1.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آماده سازي شيعيان براي دوران غيبت 
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;امام حسن عسگري(ع) به همين علت مجبور بودند طفل نورسيده را از ديدگان مردم پنهان دارند، چون ماموران خليفه عباسي(معتمد) و جاسوسان درباري مراقب احوال آل علي(ع) بوده و پي درپي گزارشاتي به دربار خليفه مي بردند به همين علت در نحوه تولد حضرت ذكر شده كه مانند مادر حضرت موسي(ع) آثار حمل در مادر گرامي ايشان ظاهر نبوده است و حكيمه خاتون (عمه مكرمه امام حسن عسگري(ع)) كه در زمان وضع حمل به عنوان قابله در منزل امام حضور داشته اين امر را تاييد و نقل نموده است. نيز در اثر همين فشارها، تهديدات و بيم جان كودك بود كه امام تولد فرزند گرامي خويش را پنهان مي داشتند و طفل را گاهي در سردابه خانه پنهان مي نمودند تا از وي خبر و اطلاعي بروز نكند و گهگاه به شيعيان و خواص خويش مسئله را آشكار مي ساختند.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; حضرت پس از 28 سال زندگي در سراي خاكي و حدود شش سال امامت امت به زهر كين مسموم و جان سبكبار از حضيض خاك برشده به سراي قرب محبوب شتافت و با شهادت حضرت تاريخي نوين در اسلام و امر امامت به وقوع پيوست و تا به امروز نيز پيروان و شيعيان اهل بيت گوش هوش به زماني دوخته اند كه آخرين ذخيره الهي به امر يزدان پرده از چهره گشايد و عدل و داد و دهش را به وجود نواني خويش ساري و جاري سازد.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 


]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اهل معنی مرد اسرار منند</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/اهل-معنی-مرد-اسرار-منند</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/اهل-معنی-مرد-اسرار-منند</guid>

<description><![CDATA[

  
اهل معني مرد اسرار منند
نويسنده: هوشنگ شكري
در قرن ششم هجري از كدكن نيشابور ستاره اي در آسمان علم و عرفان ايران زمين طلوع نمود، نام وي فريدالدين ابوحامد ابراهيم بن اسحق نيشابوري است.
&nbsp; از سال تولد و حتي زندگي اين عارف بلند آوازه اطلاعات دقيقي در دست نيست اما وي همانند پدر به شغل عطاري و دارو فروشي اشتغال داشته و از اين راه امرار معاش و به مردم كمك مي نموده است. در گذشته بسياري از عرفا و حكما براي امرار معاش و گذران زندگي و با هدف خدمت به خلق شغل طبابت را انتخاب مي كرده اند كه ابن سينا و عطار از آن جمله اند.
&nbsp; اين عارف ايراني در طول عمر با بركت خويش آثار گرانبهايي را از خويش به يادگار گذارده است. وي در آثار خويش كه به نظم و نثر تاليف نموده به زباني ساده و شيوا مباني عرفاني و سلوكي را عرضه داشته و به بيان مباني عاليه روحي و مدارج سلوكي پرداخته و رموز و كنايات بسياري را براي بيان اين مفاهيم بلند روحي به كار گرفته و در زي آن ها ابراز مطلب و موضوع نموده است تا آن مباني ره گشاي ديگر سالكان حق و حقيقت باشد.
&nbsp; آثار عطار و شيوايي كلام وي بيانگر عظمت و بلنداي روح اين عارف گرانقدر است؛ از جمله آثار وي منطق الطير يا همان مقامات طيور است كه به نظم نگارش يافته است. شيخ بزرگوار در اين كتاب داستان مرغاني را بيان مي كند كه با راهنمايي هدهد(هدهد در ديدگاه عرفاني همان استاد طريق است كه طالب را به سوي حقيقت راهنمايي و در اسفار سلوكي معاضدت مي نمايد) به قصد كوه قاف و ديدار سيمرغ عزيمت مي نمايند و در اين سفر پر خطر از هفت وادي عرفاني (سلوكي) عبور كرده و از خيل مرغان تنها سي مرغ مي توانند به قله قاف راه يابند و درآخر در مي يابند كه سيمرغ خود، اين سي مرغ است كه به مقام كاملان رسيده و آيينه سيمرغ گشته اند. اين داستان مشحون از معاني عرفاني عميق است كه با دقت در آن مي توان به عمق و ژرفاي كلام وي پي برد، براي مثال كوه قاف كه مقصد پرندگان است، از منظر عرفان همان جايگاه بلندي است كه از زمين و تعلقات مادي فاصله دارد و قله آن آشيانه كاملان و واصلان و سيمرغ صفتان است كه در عين حال بسيار صعب و سخت است رسيدن به آن مقام و مرتبت چنان كه خود وي مي فرمايد:
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عشق بر سيمرغ جز افسانه نيست / زانكه عشقش كار هر مردانه نيست 
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;وي در اسرار نامه كه ديگر اثر منظوم اوست به بيان مفاهيم حكمي مي پردازد و با زبان نغز خويش آن معاني را تشريح و معني مي كند و هريك را در قالب حكايتي مطرح مي نمايد، براي مثال درباره جان و تن و پيوند اين دو با هم چنين مي گويد:
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مثال جان و تن خواهي زمن خواه / مثال كور و مفلوج است در راه 
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;يعني جسم به كور و جان به افليج تعبير شده كه افليج برگردن كور نشسته و فرمان راه مي دهد و كور افليج را به مقصد مي رساند و مركب وي مي باشد(يعني روح بر مركب جسم نشسته و آن را هدايت مي نمايد و جسم نيز روح را براي رسيدن به مقصد و مقصود معاضد است) كه بياني است بسيار شيوا و رسا در ارتباط بين روح و جسم.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ادواردويچ برتلس درباره آثار عطار مي نويسد: 
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;درباره متن منظومه هاي عطار بايد يادآور شويم كه شالوده آن ها را يك مطلب تشكيل مي دهد؛ باز نمودن راه عرفاني سالك مسلمان كه وجود او را عشق به دوست يگانه فرا گرفته و مرزهاي باريك شخصيت فردي را مي شكند تا در فناي كامل خويش به يگانه من بپيوندد.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مصيبت نامه، پند نامه و خسرو نامه نيز از ديگر آثار اين عارف ايراني است، اما آثار ديگري نيز به وي منتسب است از جمله هيلاج نامه، مظهر العجايب و... كه بعضاً صحت انتساب اين آثار را به عطار مورد ترديد قرار مي دهند.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ٭ بيتي از منطق الطير عطار بدين شرح كه: 
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;اهل صورت غرق گفتار منند/ اهل معني مرد اسرار منند 
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;اين كتاب آرايش است ايام را/ خاص را داده نصيب و عام را


]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حکیم تبریزی</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/حکیم-تبریزی</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/حکیم-تبریزی</guid>

<description><![CDATA[

 
حكيم تبريزي
نويسنده: هوشنگ شكري
در آسمان فكري ايران زمين و از خطه آذربايجان دو يگانه درخشيدن گرفته اند كه با وجود پرفروغي و عظمت علمي و روحي كمتر مورد توجه اذهان بوده اند. يكي از اين بزرگان حكيم اشراقي ودود بن محمد تبريزي است (متعلق به بعد از 930 هـ . ق)، وجود اين نادره دوران بر بسياري از عرفا و دانشمندان پوشيده مانده و عده كمي با اين فرزانه آذربايجاني آشنايي دارند.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;در مورد اين حكيم اشراقي آثار و اثرات چنداني در دست نيست، اما بنا بر شواهدي كه وجود دارد اين فيلسوف و عارف پاك نهاد عالم اسلام در قرن نهم هجري تفسير بلند بالاو عميقي بر الواح عماديه شيخ شهيد (شيخ شهاب الدين سهروردي صاحب كتب و رسالات گوناگون از جمله حكمه الاشراق، تلويحات، لغت موران، عقل سرخ، در كوي صوفيان و... و احياگر فلسفه و حكمت اشراقي اسلامي در خاك پاك ايران ) نگاشته و به واسطه اين تفسير بوده كه ما با نام ودود تبريزي برخورد مي كنيم و به ميزان معرفت و عمق وجودي علمي و عملي وي آگاهي مي يابيم. بعد از ورود اسلام، نحله هاي فكري اي در ايران به وجود آمد تا مباني معرفتي و معنوي الهي گونه اسلامي و قرآني را تطبيق كرده و ماحصل اين تلاش ها تا به امروز نيز پيدا و پنهان به روند خويش ادامه داده است. ودود تبريزي نيز از تربيت يافتگان چنين انديشه اي است و نمونه هاي بي شماري از اين نوع تعليم و تربيت از قرون و اعصار گذشته مي توان بر شمرد چنانچه بوعلي و ميرداماد و ميرفندرسكي، ملاصدرا و رجبعلي تبريزي و ملاعلي نوري و حكيم سبزواري نمونه هاي روشن از نتيجه چنين تلاشي هستند. از فحواي همين اثر يعني تفسير الواح عماديه، عمق و ژرفاي علمي و حكمي و تبحر وي در علوم عقلي آشكار مي شود و همچنين احاطه وي بر غوامض مذاهب ديگر از جمله عرفان مسيحيت و انجيل مكاشفات يوحنا معلوم و مشهود مي گردد.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;فيلسوف شهير هانري كربن درباره وي مي نويسد: ودود تبريزي [در اثر خويش] خود را يك اشراقي كامل مي نماياند و با روشي كاملاويژه به توجيه اين مباحث [موضوعات مطرح در الواح عماديه سهروردي و توضيح ارتباط حكمت باستان ايران و اسلام مد نظر است] مي پردازد و ربط و تناسب آنها را به اثبات مي رساند.1
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;شخص ديگر كه از مدرسان پرآوازه مكتب اصفهان بوده، حكيم متاله رجبعلي تبريزي است كه از اعاظم فلاسفه و حكماي عهد صفوي و معاصر ملاصدراي شيرازي بوده است.وي از شاگردان برجسته عارف سترگ ميرفندرسكي بوده و تحت تاثير تفكرات عميق جناب مير قرار گرفته است.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;رجبعلي تبريزي در عهد خويش بسيار مورد توجه و اقبال عام و خاص بوده چنان كه شاه عباس ثاني خود به ديدار وي مي شتافت؛ نكته قابل توجه نظريات اين حكيم و عارف عاليقدر در حوزه فلسفه است؛ وي با توجه به آموزه هاي استاد خويش و همچنين بهره گيري از باطن آيات و روايات اسلامي موضوع صفات حق تعالي را مطرح و آن را نه عين ذات، بلكه زائد بر آن قلمداد مي كند كه اين نوع نگرش به اسما و صفات حق تعالي نوعي تعارض و تقابل از لحاظ فكر فلسفي با مكتب صدراي شيرازي ايجاد كرده و بعضا نيز اين حكيم متاله نظريات ملاصدرا را رد مي كند، چه صدراي شيرازي صفات را عين ذات خداوند و نه زايد بر آن مي شمارد و نيز به اصالت وجود مي پردازد كه حكيم تبريزي بر خلاف وي به اصالت ماهيت تاكيد مي كند.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;رجبعلي تبريزي در آراي خويش به انديشه هاي عرفاني و اشراقي نيز بذل توجه كرده و از آراي نوافلاطونيان و محي الدين عربي و انديشه هاي عرفاني استاد خويش كه داراي سلوك روحي ژرفي بوده بهره جسته و خود نيز در اين راه گام برداشته است.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;در مقدمه كتاب الاصل الاصيل درباره آراي وي آمده:
ملارجبعلي خدا را مافوق هستي مي داند و اين تفكر برگرفته از افكار افلوطين درخصوص &laquo;واحد&raquo; است كه با بيان روايات كاملامطابقت دارد.
&nbsp;تعليمات و انديشه هاي ژرف اين حكيم الهي باعث جذب شاگردان بسياري در حوزه درسي وي شده كه بعد از استاد آثار و انديشه هاي وي را بسط و گسترش داده اند و از آن جمله مي توان به قاضي سعيد قمي (صاحب شرح بر توحيد صدوق) و... اشاره كرد كه هر يك از اين شاگردان در دوره هاي بعد از استادان بنام در حوزه فلسفه و الهيات به شمار مي روند.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;اما از آثار وي كه حاصل سال ها رياضت و تفكر عميق در مباحث معرفت شناختي و مباني توحيدي و بواطن آيات و روايات اسلامي است مي توان از كتاب اثبات واجب، الاصل الاصيل يا اصول آصفيه نام برد كه در آنها سعي در به اثبات رسانيدن آراي خويش كرده است. همچنين حكيم داراي طبعي لطيف و ذوقي سرشار بوده و شعر نيز مي سروده و در اشعار خويش واحد تخلص مي كرده است. اشعار زير از اوست:
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;اي آن كه به راي توست راي همه كس / اي آن كه تويي مرا به جاي همه كس
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در پاي تو افتاده ام دستم گير / كوتاه كن از ميانه پاي همه كس
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آرامش راستین مقدمه رسیدن به سعادت کبریایی</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/آرامش-راستین-مقدمه-رسیدن-به-سعادت-کبریایی</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/آرامش-راستین-مقدمه-رسیدن-به-سعادت-کبریایی</guid>

<description><![CDATA[

  
&nbsp;آرامش راستين مقدمه رسيدن &laquo;به سعادت كبريايي))
نويسنده: هوشنگ شكري
كسب آرامش و سعادت حقيقي در جوامع بشري آرزوي انسان هاي آزاده و مصلحان واقعي بوده؛ چنانچه پيشروان بشريت در خلق جامعه اي توام با آرامش و سعادت، همت ها كرده تا به آن آرمان يا جامعه آرماني برسند. در فرهنگ ايرانيان پيش از اسلام زردشت جامعه آرماني يا آرماستوش را پي ريزي كرد و بعد از اسلام فرهنگ و جامعه ايراني بر مبناي مدينئ النبي حضرت ختمي مآب(ص) و بنيان هاي فكري حضرت مولاعلي(ع) طرح و استوار گرديد.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در فرهنگ ما سعادت جامعه بر مبناي عدالت و دادگستري و ايمان و انسانيت و قرب و جوار رحمت حق و صداقت طرح شده و هر ايراني در حيات فردي و اجتماعي جوياي آرامش و رسيدن به سعادت تام و ازلي حق تعالي است.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; علماي اخلاق و روانشناسي در تعريف آرامش و راه هاي رسيدن به آن متفق القول نيستند و در تعريف سعادت نيز نظريات متعددي را مطرح كرده اند.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آرامش توام با رسيدن به امنيت در شروح مختلف و خوي و خصال انساني و مردمي ممزوج با جوانمردي در فرهنگ ما پيشينه اي چند هزار ساله دارد كه فرهنگ اسلامي- ايراني در پي رسيدن به آن و ايجاد و ايجاب مدينه فاضله يا مدينه النبي به دست تواناي تتمه و جان عالم حضرت حجت(ع) است كه آرامش تام و سعادت حقيقي و فلاح راستين را به ارمغان خواهد آورد. اما هر ايراني با تكيه بر تعاليم معنوي و روحي ديني خود ضمن كسب آرامش دروني با اخلاق فاضله سعي در القاي آرامش به بطن جامعه را دارد و اين تفكر موجب حركت جامعه به سوي آرامش راستين و طهارت ظاهري و باطني جامعه خواهد بود، لذا فرهنگ اسلامي- ايراني با تاسي به قرآن كه تاييد رسل مرسل پيشين نيز هست و هم احاديث نبوي و اخبار ائمه به سوي كسب ملكات فاضله اخلاقي سوق يافته در نتيجه سعادت دنيوي و اخروي واقعي را در پيش روي اين فرهنگ گسترده است، وهم از اين رو است كه خرد و كلان ايراني از يكديگر توقع ايجاد امنيت و آرامش نسبت به هم را دارند و نيز در اين راه علماً و عملاً كوشا بوده تا جايي كه برهم زننده آرامش و امنيت حتي تنها يك نفر انگار كه تمامي آحاد جامعه تهديد شده لذا آن را بر نمي تابند.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در فرهنگ اسلامي- ايراني و جامعه آرماني آن، آرامش و سعادت فرد فرد جامعه تحت نظر و درايت متفكرين و انديشمندان و هدايتگران آن شكل گرفته و ايشان لوازم و زيرساختهاي متعدد مادي و معنوي را چنان مهيا مي كنند تا كوچكترين سستي و كژي در اين ساختارها به وجود نيايد، لذا پيوندهاي قوي و معنوي اسلامي و اصل اخوت ايراني و انساني ضامن بقا و دوام آرامش و سعادت در اين فرهنگ بوده است و در حقيقت ايجاد و ايجاب بستر آرامش و امنيت در فرهنگ اسلامي- ايراني ضامن بقاي اجتماعي و اقتصادي، سياسي و فرهنگ و... ايرانيان از گذشته تا به امروز شده است و جامعه اي كه طعم آرامش و آزادي و عدالت و دادگستري واقعي را ادراك و احساس نمايد به مرور به سوي محسوسات معنوي و روحاني بيشتر سوق يافته در نتيجه به فلاح كه قرب پروردگار بوده رهنمون مي شود و در كل مي توان گفت آرامش تام و راستين مقدمه رسيدن به فلاح و سعادت حضرت كبريايي است كه فرهنگ اسلامي- ايراني در رسيدن به آن همواره در تلاش و مجاهده بوده است، باشد كه دامن مقصود به فيض پاشي حضرت جانان نصيب ايران و ايراني از گذشته تا پايان كره زمين گردد.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قره قوزی از دید مولان (92/2/13)</title>
<link>https://accasimovlan.loxblog.com/قره-قوزی-از-دید-مولان-92213</link>
<guid>https://accasimovlan.loxblog.com/قره-قوزی-از-دید-مولان-92213</guid>

<description><![CDATA[


سایز واقعی]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:43:23 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

